على محمدى خراسانى

47

شرح رسائل (فارسى)

امتهاى پيشين به شك متعبد باشند چون با استصحاب ظن شخصى حاصل نمىشود مگر در بعض موارد . و نيز بناء عقلاء هم كه فقط تعبد در مقام عمل بوده و شك‌زدا نيست و لذا تعبد به شك بوده و لا يلتزم به احد سپس مىافزايند به اينكه : الاظهر اينست كه امتهاى سلف نسبت به حقانيت دين و شريعت خودشان قاطع بودند و اين را از راه علائم و نشانه‌هائى كه پيامبرشان در اختيار آنها گذارده بود مىدانستند كه تا پيامبرى با فلان خصوصيات نيامده شما از دين خود دست نكشيد . آرى پس از ظهور پيامبر جديد كاملا طبيعى است كه اهل كتاب اگرچه در دوران شك عملا بر احكام شريعت سابقه باقى باشند ولى در حقانيت دينشان از حالا به بعد دچار ترديد مىشوند و البته همان گونه كه اهل كتاب از ما مسلمانان دليل مطالبه مىكنند ما نيز از آنان اثبات حقانيت دينشان را مطالبه مىكنيم و خوشبختانه هيچ دليلى بر اثبات آن ندارند . آرى بر بقاء عملى بر شريعت سابقه دليل دارند و هو الاستصحاب تا زمانى كه از حيرت بدر آيند ولى بر بقاء حقانيّت حاشا و كلّا كه دليل داشته باشند . قوله الثالث : سومين جواب مرحوم شيخ و در حقيقت ششمين جواب از مجموع جوابهاى از استصحاب عالم كتابى را با تذكر يك نكته شروع مىكنيم : بلا اشكال استدلال او به استصحاب از مقولهء دليل برهانى نيست چون برهان استدلال يقين را گويند كه تمام مقدمات آن و نتيجهء آن قطعى باشد و لا ريب در اينكه با استصحاب حد اكثر مظنه پيدا مىشود و لا غير . و نيز بلا اشكال اين استدلال از قبيل دليل ارشادى هم نيست كه او در مقام ارشاد و راهنمائى مسلمين بر اثبات نبوت پيامبرشان باشد بلكه يا اقتناعى است و يا الزامى كما هو الاظهر .